
این مقاله سایههای رهبری انسانمحور و توسعهای را از خلال تمایزهای سهمآوری، شراکت و میدان گستردهتر مشارکت بررسی میکند. مقاله استدلال میکند که درک کردن نباید به بهانه بدل شود، حمایت نباید به جایگزینی بدل شود و پتانسیل توسعهای نباید با آمادهبودن کنونی برای نقش اشتباه گرفته شود. این نوشته ترجمهای است از مقاله The […]

این نوشته ترجمهای است از مقالهی I Don’t Have Beliefs: The Most Dogmatic Belief of All به قلم اشکان تشویر که در تاریخ ۱۴ مه ۲۰۲۵ (۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴) به زبان انگلیسی منتشر شده و توسط تیم ترجمه به فارسی برگردانده شده است. «من هیچ باوری ندارم»: جزماندیشانهترین باور ممکن. پردهبرداری چارچوبهای پنهان پشت عقلانیت […]

این مقاله با پیوند دادن آگاهی به چارچوب بودش و فراآگاهی به نظریه تودرتوی فهم حاصل کردن، تمایزی را روشن میکند که اغلب در گفتمان معاصر مبهم باقی مانده است. در پایان، نتیجه میگیرد که آگاهی و فراآگاهی، ظرفیتهایی مکمل یکدیگر هستند. یکی دسترسی ما به واقعیت را گسترش میدهد، و دیگری کیفیت این دسترسی […]

بودن بر لبه، به بررسی مفهوم آستانه میپردازد جایی که در آن با شرایطی روبهرو میشویم که مطالبات واقعیت از توان فعلی ما برای دربرگرفتن، پردازش کردن و پاسخ دادن به آن بیشتر میشود. این مطلب نشان میدهد که ظرفیت ما چیزی ثابت نیست؛ بررسی میکند که آستانه ما در شرایط فشار چگونه خود را […]

این مقاله، بهعنوان مقدمهای قابلدسترس برای ورود به دغدغه اصلی این مکتب ارائه میشود: اینکه انسانها در جهانی که پیشاپیش در جریان است، چگونه میتوانند به شکلی آگاهانه، مسئولانه و معنادار مشارکت کنند. تصویری اولیه از معماری فلسفی ارائه میشود که در کتاب بازسازی بهعنوان رساله بنیادین مکتب بازسازانه گرد هم آمده است. این نوشته […]

این نوشته به یک تفاوت اساسی میان تعدیل و دستکاری میپردازد؛ نه صرفاً بهعنوان دو اصطلاح فنی، بلکه بهعنوان دو شیوه متفاوت که میتوانند تعیین کنند یک سیستم در طول زمان پایدار بماند، دچار اعوجاج شود یا دوباره به تعادل برگردد. ایده اصلی این است که همه سیستمها، چه در زندگی شخصی، چه در روابط، […]

امروزه ما به دریافت سریعِ همهچیز عادت کردهایم. با این حال، آنچه بهندرت از آن سخن به میان میآید این است که چگونه این امکان بهظاهر تجملی میتواند منجر به نوعی «کوتهبینی» شود و توانایی ما را برای اثربخش بودن در تلاشهایمان بهشدت محدود کند. قصد والا فراتر از صرف دنبال کردن یک رویا یا […]

این مقاله الگویی بنیادین اما غالباً نادیدهگرفتهشده را در میان افراد، سازمانها و نظامها بررسی میکند: «ترتیب نادرست اهمیتبخشی». استدلال میکند که شکستها بهندرت ناشی از کمبود تلاش، هوش یا نیت هستند؛ بلکه بیشتر نتیجه تحریف در چیزی است که در اولویت نخست قرار میگیرد. این نوشته ترجمهای است از مقاله The Order of Care […]

این مقاله به شکلی ظریف اما عمیقاً انسانی از رنج میپردازد؛ رنجی که نه از طردشدن یا فقدان، بلکه از نزدیکی سرچشمه میگیرد. نویسنده بررسی میکند چه اتفاقی میافتد که وقتی چیزی واقعی، صادقانه و ارزشمند عرضه میشود، اما دریافت نمیشود؛ نه به این دلیل که آن چیز ارزشی ندارد، بلکه چون آمادگی، جهتگیری یا […]

در ادامه مقاله بنیانهای ناتمام مربیگری، این مقاله به پرسشهایی میپردازد که مربیهای جامعه انجنسیس درباره عدم تقارن قدرت، اقتدار حرفهای مربی و عاملیت مراجع مطرح کردهاند. تمرکز آن بر تنش میان سلطهگری و کنارهگیری از نقش است: از یک سو، این خطر که مربی با تحمیل تفسیر خود یا در دست گرفتن اختیار انتخابهای […]

فرهنگ روابط مدرن دو پیام را همزمان به ما میآموزد: در پی صمیمیتی عمیق باشید و بر مرزهایی محکم پافشاری کنید. هرچند هر دو توصیه سالم به نظر میرسند، این مقاله تنش میان آنها را آشکار میکند. صمیمیت واقعی بر خودمحافظتی دائمی بنا نمیشود، بلکه از رهگذر اعتماد، آسیبپذیری و یکپارچگی و با کنار گذاشتن […]

مقاله «بنیانهای ناتمام کوچینگ» استدلال میکند که کوچینگ بهواسطه نهادهای حرفهای، معیارهای اخلاقی، شایستگیها، فرایندهای اعطای اعتبارنامه و سازوکارهای حفاظتی پیشرفتهای مهمی داشته است؛ اما حرفهایسازی بهتنهایی یک پارادایم کامل برای کوچینگ (مربی گری) پدید نمیآورد. هر پارادایم جدی که به تحول انسان میپردازد، باید بنیانهایی فلسفی و توسعهای نیز فراهم کند؛ یعنی توضیح […]