
در میان کشورها، ایدئولوژیها و نظامهای سیاسی گوناگون، یک الگو مدام تکرار میشود. رهبرانی پدیدار میشوند که ناپایدارند، فاقد راستیاند و پاسخگو نیستند. دوقطبی میکنند، تحریک میکنند، واقعیت را مخدوش میکنند و از دل سایههای خود حکمرانی میکنند. به اعتراض کشیده میشوند، محکوم میشوند و با این حال، پیوسته حفظ و بازتولید میشوند. این نوشته […]

در دنیایی که بهشدت شیفته واقعیتها، منطق و عقلانیت نمایشی است، بسیاری با افتخار خود را «بیباور» مینامند، گویی باور یک نقص بنیادی است که علم یا شکگرایی آن را درمان کردهاند. این مقاله به روشنی این توهم را به چالش میکشد. این نوشته ترجمهای است از مقالهی I Don’t Have Beliefs: The Most Dogmatic […]

این یک موعظه دلگرمکننده درباره «خودت باش» نیست. این یک تیغ جراحی هستیشناسانه است، که بیهیچ عذرخواهی به کار گرفته میشود. راستی مرده است و تو قاتل آن هستی. این مقاله نقدی فلسفی است بر فرهنگ نمایشیای که خود را به جای «واقعی بودن» جا زده است؛ فرهنگی که در آن صداقت، نمایشی است، هویت […]

تأثیرگذاری تنها به آنچه میگوییم محدود نیست و بازتابی از چگونه بودن ما است. این نوشتار چهار شیوه اصلی تأثیرگذاری (ارتباط ، دستکاری، سلطه و در عمل نشان دادن) را نه بهعنوان سبکهای رفتاری، بلکه بهعنوان جلوههای هستیشناختی از حالت درونی، نیت و حضور ما معرفی میکند. این نوشته ترجمهای است از مقاله انگلیسی The […]

این مقاله به تفاوت بنیادی میان نظامهایی میپردازد که صرفاً دوام میآورند و آنهایی که واقعاً پایدارند. متن نشان میدهد چگونه دوام یافتن اغلب خود را به جای پایداری جا میزند و چگونه پایداریزدگی، به عنوان نسخه ایدئولوژیک و تقلیدی پایداری، ظاهر آراستهای عرضه میکند که فاقد یکپارچگی ساختاری است. این مقاله با تکیه بر […]

ما در دنیایی زندگی میکنیم که کلمه پایداری در آن به یک وسواس تبدیل شده است، اما تعداد کمی میتوانند توضیح دهند که این کلمه واقعاً چه معنایی دارد. این واژه در هر گزارش مربوط به شرکتها، وعده سیاسی و کمپین اجتماعی حضور دارد. اما در پشت زبان آراستهای که استفاده میشود، حقیقتی ساکتتر نهفته […]

چرا در جهانی که پر از محتواهایی همچون اجسام، بودنها، اندیشهها، ابزار، متون، گفتار و راهحلها است، هنوز هم تعداد بسیار زیادی از رهبران، متخصصان و افرادی که حسن نیت دارند احساس میکنند به درستی فهمیده نمیشوند، یا اثربخش نیستند و یا حتی گرفتار شدهاند؟ مقاله پیشرو ریشهی این مسئله را نمایان خواهد کرد: مسئله […]

در عصری که از ابهام و فروتنی ِ نمایشی سرمست است، مقالهی «اطمینان برای ایستادن در دل طوفان» با شجاعت به سراغ این افسانهی مدرن میرود که تردید را فضیلت و یقین را گناه میداند. این مقاله با نگاهی روشن، طعنهآمیز و ژرفای فلسفی، اپیدمیِ تردید مزمن را تحلیل میکند و به جای آن مفهومی […]

در این مقاله با هدف به چالش کشیدن تصور عمومی درباره «خود واقعی» بازتعریف جدیدی از اصالت یا راستی (Authenticity)[1] ارائه میگردد. از سطح احساس تا کنه معنا (از شور به شعور): برملا کردن افسانهی هویت و چرا فرآیند بودن نیازمند تنش، تشخیص و مشارکت است. ما با افسانهای فریبنده مواجه شدهایم: اینکه اصالت […]

این مقاله با استفاده از مدل هستیشناختی چارچوب بودش به مقایسه دو کهنالگو میپردازد: چهره مشهور [1] و رهبر ؛ این دو، نمایندهی شیوههای کاملاً متفاوتی از «بودن» هستند. چهره مشهوربا طراحی ظاهری فریبنده، نمایشهای احساسی و روایتهایی حسابشده، تحسین دیگران را مهندسی میکند. در مقابل، رهبر باری ناپیدا اما عمیق از اختیار پاسخدهی را […]

هر انسان، بهصورت آگاهانه یا ناآگاهانه شیوهای را برای تعامل با هستی انتخاب میکند. برخی اختیار انسانی خود را میپذیرند، با واقعیت همسو میشوند و نقش رهبری را بر عهده میگیرند. برخی از پذیرش اختیار شانه خالی میکنند و برای یافتن آرامش، خود را با روایتهای پذیرفته شده عموم تطبیق میدهند. گروهی دیگر، اختیار خود […]

The Paradox of Unleashing the Unique Being: Expression Without Repression, Suppression or Harm Ah yes, the golden age of self-expression, where every second person is “speaking their truth” and the other half are too traumatised to interrupt. We live in a time where being yourself is not only encouraged, it’s practically a moral obligation. Don’t […]