
این مقاله با استفاده از مدل هستیشناختی چارچوب بودش به مقایسه دو کهنالگو میپردازد: چهره مشهور [1] و رهبر ؛ این دو، نمایندهی شیوههای کاملاً متفاوتی از «بودن» هستند. چهره مشهوربا طراحی ظاهری فریبنده، نمایشهای احساسی و روایتهایی حسابشده، تحسین دیگران را مهندسی میکند. در مقابل، رهبر باری ناپیدا اما عمیق از اختیار پاسخدهی را […]