
این مقاله قمارباز را نه بهعنوان کسی که گاهبهگاه ریسک میکند، بلکه بهمثابه نحوهای از بودش بررسی میکند. استدلال اصلی این است که قمار، در معنای عمیقتر خود، یک فعالیت نیست، بلکه جهتی وجودی است که از خلال آن، زندگی همچون رشتهای از شرطبندیها تجربه میشود. در این جهتگیری، عدمقطعیت با آگاهی و اختیار پاسخدهی […]